سلام
نمیدونم چند وقته نیومدم!
اینا مهم نیست.چی بودم.چی شدم هم مهم نیست.
گاهی اونقدر تنهام که صدای پوسیدن تنم رو حس میکنم و گاهی از سر خوشی ابر هارو لگد مال می کنم.سالها انتظار کشیدن واسه داشتن و پاک بودن واسه پاک داشتن و قوی بودن واسه نبریدن....
اینا همه رو کسی می فهمه که یه لحظه از خودش نبوده.وقتی دل باختی دیگه همه چیز عوض میشه.حالا انتظار به سر رسیده دیگه وقت اونه که تمومش کنی.آره دیگه بسه.برو جلو تو میتونی تو میتونی.برو مهم نیست که تو داری اول به اون میگی فقط برو بگو.بگو که ...
اما نمیشه
سخته باور کن
اگه نشه چی؟
اگه نخواست؟
درسته که بگم؟
اصلا کار درست چیه؟
آخ خدا کاش باهام حرف میزدی.کاش می فهمیدم داری چی میگی.کاش یکی بود یاری کنه.اما انگار واسه همه همینه.
شاید بهتر باشه بنویسم.آره اینطوری دیگه زبونم بند نمیاد.اما چی بنویسم؟چند تا شکل حروف میتونه بگه من چه حسی دارم؟اصلان میتونه صدای قلبمو به گوشش برسونه؟
ولی چاره چیه؟
می نویسم.
سلام
من
من
می خواستم بگم..
اه
نمیشه.به خدا نمیشه.اینج هرچقدر هم پرو باشی باز کم میاری.
روزها میگذره.بازم دل تنگی.بازم انتظار.
فکرهای جور واجور که گاهی خودم هم باورم نمیشه که این از ذهن من اومده!
خوب خدا پس کجایی؟
یادت رفته من هستم نه؟
هی میگی صدات کنیم
خوب بیا
خداااااااااااااااااااااااااااااااااا
این منم
همون که شبها اشک میریخت از تنهایی
همون که گفتی دوسش داری
پس چی شد
فقط خواستم راه نشون بدی
همین
شاید خدا داره صدا میکنه و من نمیشنوم
گیج شدم
چی کار کنم؟
سردرد
بی حوصله گی
سخته اما هی فکر میکنی راه امیدی هست.پس ادامه میدی
آره من همون خسته از راههم.می فهمی؟
این مدت که نبودم.فرق کردم
حالا تنها نیستم
آره
حالا من کناره اونم
اما صبر کنید
جای قشنگه قصه همون قسمته انتظار بود.
الان دیگه طاقت دوری نداری اما باید دور شی چون زندگی حکم منه که عشق قسمت های دیگه هم داره.بدست آوردن عشق سخته خیلی اما نگه داشتنش...
حالا درد تنهایی هات رو فقط خودت به دوش می کشی که مبادا اون ناراحت شه.دل شکستت مال خودته.چون عشق میگه حیس غم خوابه.
حالا تو دلت داد می زنی.حالا توی قلبت باید جا باز کنی واسه درده عشقت.آره نباید بزاری حس کنه تنهاست.باید کنارش باشی.مبادا غم تو دلش لونه کنه.نکنه ازت دلخور باشه که چرا یادش نمی کنی نکنه......
وای خدا یعنی من میتونم؟
چرا اینقدر سخت شد؟
اما اولش ملوم نبود که چه موج هایی مخواد به تن منه ضعیف بخوره.من طاقت ندارم .حس میکنم کم آوردم.هر روز خسته تر میشم.حالا دوتایی تنهاییم.چرا اینطوری شد هرچی عاشق تر میشی دیوارا بلند تر میشن.
دونه دونه اونایی که کمک می کردن دارن دور میشن .حتی بعضی شدن مخالف. خدا کجایی؟قرار ما این نبود.من بد بودم درست اما تو که از جنس ما نیستی؟
کمکم کن
صدا م کن
الان
بهت احتیاج دارم.
من عشقم رو با کمک تو ساختم
دستم بگیر
دارم کم میارم
دارم بهونه گیر میشم
پس کجایی؟
بقض داره خفم میکنه
اما میگن اشکه ادم ناموسشه
فقط محرم اشکات اونو میتونه بیبینه
اون کجاست؟
اونم تو کلبه تنهایش نشسته و داره میگه پس من کجام؟
اگه نشونه ی عشق حلقه ی پیوستگی پس چرا قانون عشق جدایی شده؟
اگه خواستی عاشق شی
اول سرو بالا بگیر
به اونجایی که میخوای برسی نگاه کن
بد از اون فقط جلو نگاه کن
نگاه به گذشته پیرت مکنه
پشت سرو نگاه نکن که دلهای شکسته رو میبینی
اشتباهات رو میبینی
خوبی ها تو گذشته ها گمن
فقط جلوی پات رو نگاه کن که چیزی رو لگد مال نکنی.
زمین نخوری
مواظب پاهات باش
اگه قلبت شکست
اگه چشمت کور شد
اگه دستت از همه چیز کوتاه شد
اگه سینت پر درد شد
مهم نیست
تو می تونی برسی
به پاهات امید بده
اونا که برن تو هم رفتی
یادت باشه تو این راه راحتی نیست
همش سر بالایی
اگه دیدی داره سرعت تند میشه داری روبه پایین میری
خوشحال نباش
داری سقوط میکنی
راحتی تو اون وقتی حس میشه که لبخند عشقت رو میبینی که کنارت داره راه میاد.ازش جلو نزن فکر میکنه تنهاش گذاشتی
پشت سرش هم نرو که خسته میشه
عشقت رو نگه دار
آدما فقط یه بار عاشق میشن
پیداش کردی سفت بچسبش
توی راه خسته میشی
زمین میخوری
ناراحتت میکنن
پشت پا میزنن
اما به پاهات ایمان داشته باش
پیش خودت بگو
همه چیز درست میشه
باید درست بشه.
